مرتضى مطهرى

68

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نظامى - كه ادعا مىكنند در خلقت وجود دارد و دلالت مىكند بر وجود خالق مدبّر - در خلقت هست ؟ سوم كه باز ما بحث قرآنى مىكنيم ، واقعا ببينيم قرآن كريم به اين برهان نظم اتكا كرده يا اتكا نكرده است ؛ دقيقا آيات قرآن را بررسى مىكنيم . اما قسمت اوّل ، معنى نظم و نظامى كه ما مىگوييم در خلقت هست چيست ؟ يعنى اين عالم كه به وجود آمده است با تصادف به وجود نيامده . اين كه هست ناشى از تصادف نيست . اينكه مىگوييم « ناشى از تصادف نيست » در مقابل ، دو جور حرف مىتوانيم بگوييم : تصادف يعنى بىعلت ، اما « بىعلت » گاهى به معنى نداشتن علت فاعلى گفته مىشود ، و گاهى به معنى نداشتن علت غايى . هميشه يك مثال ساده‌اى براى علت فاعلى و علت غايى از مصنوعات بشر ذكر مىكنند كه البته اين مثالها نارساست ولى براى اينكه مفهومش درست روشن بشود چاره‌اى نيست از اين مثالها . شما روى صفحهء كاغذ مطلبى را مىنويسيد . در اينجا چهار علت تصوير مىشود : علت مادى ، علت صورى ، علت فاعلى ، علت غايى . اما علت مادى يعنى آن شرايط مادىاى كه بايد وجود داشته باشد تا اين به وجود بيايد . قبل از آنكه شما اين خطوط را روى اين صفحهء كاغذ بنويسيد ، صفحهء كاغذى وجود داشته ولى به صورت يك صفحهء سفيد ، جوهرى در آن خودنويس شما وجود داشته ولى به صورت چند گرم مايع جمع شده در مخزن خودنويس شما ، خود اين خودنويس هم بوده است . اينها را مىگويند علت مادى يعنى شرايط مادىاى كه بايد وجود داشته باشد تا اين نوشته هم باشد . اگر صفحهء كاغذ يا چيزى شبيه آن نباشد ، اگر اين جوهر يا چيزى شبيه به آن نباشد ، اين چيزها اگر وجود نداشته باشد ، [ به گزاف ] از هيچ چيز نمىشود خط به وجود بيايد . دوم علت صورى ، آن چيزى كه به اين ماده شكل مىدهد يعنى خود شكلش . وقتى اين به صورت خط درمىآيد كه شما اگر كلمهء « فدايت شوم » را مىنويسيد ، اين شكل را به آن بدهيد ، يعنى آن اوّلى كه مثلا « ف » را داريد مىنويسيد ، آن اوّل « ف » ، سر « ف » را آن جور گرد كنيد ، به ترتيب « د » را بنويسيد ، بعد « ا » را اين جور بكشيد ، « ى » اين جور ، « ت » اين جور تا بشود « فدايت » . اينها هر كدام اگر تغيير كند ، اين كلمه به وجود نيامده . سوم ، علت فاعلى يك نيرويى بايد باشد كه اين جوهرها را روى اين خطوط بكشاند . ان نيرو علت فاعلى است . يك علت ديگرى هم در اين مصنوع